الشيخ رسول جعفريان
1048
رسائل حجابيه (فارسى)
اينك حاصل ايرادات يكى از مديران كهنهكار و زبردست جرايد پايتخت كه در مهرماه 26 در مقالهء اساسى روزنامهاش درج و منتشر گرديد . 1 . در كجاى مذهب اسلام گفته شده كه زنان چادر سياه به سر كنند . 2 . اگر مسجد معبر است ( منظور مسجد سلطانى است كه فدائيان اسلام مانع از عبور زنان مكشوفه مىشدند ) كه همه بايد عبور كنند ؛ و اگر معبر نيست هيچ كس نبايد عبور كند . 3 . من نمىخواهم چيزهايى كه مردم نسبت به زنان محجوبه مىگويند ، بنويسم . 4 . راه ترويج اسلام اين نيست . 5 . حضرت على عليه السّلام فرمود : اطفالتان را براى آينده تربيت كنيد . 6 . زنان مصر كه مركز اسلام است ، بىحجابند . 7 . كشور هندوستان سفير كبير زن به روسيه مىفرستد . و اما از جوابهايى كه در همان ايام به توسط يكى از جرايد اسلامى منتشر گرديد ، آنچه را به خاطر دارم ، از اين قرار است . يا للعجب از اين كشور هرجومرج ! گويا بىبندوبارى و فضولى بىجا جزو قطعىترين واجبات ايرانى شناخته شده ؛ آفرين به اين مرز و بوم ؛ ما شاء الله ! همهء افرادش همه كارهاند . روزنامهنويس بىسواد فتوا در دين مىدهد ؛ وكيل دادگسترى با آن سوابق قشنگ و روشنش ، دعوى پيغمبرى مىكند ؛ خلاصه همه به حمد الله در جميع علوم و فنون متبحّر و براى دخالت در تمام شؤون اجتماعى آزادند ؛ مثلا اگر روزنامهنويسى كه يك سطر از قرآن را درست نمىتواند بخواند ، يكى از احكام مسلّم قرآن را انكار يا تحريف نموده و به كتاب آسمانى 400 مليون مسلمان حمله و اهانت كند ، آزاد است ؛ ولى متأسفانه برعكس ؛ اگر پيشواى مسلمان بگويد مىگسارى و مىفروشى ممنوع است ، طبق نصّ صريح قرآن ، بانوان بايد محجّبه باشند ، قمارخانهها بايد برچيده شود ، ادارهء رسومات در مملكت اسلامى معنى ندارد ، در كشورى كه دين رسميش اسلام است ، بهايىها و امثال آنها حق تبليغ و تظاهر را ندارند ؛ فورا يك مشت جرايد ناپاك علىرغم قانون اساسى بر آنها تاخته ، يكى مىگويد آخوند را به سياست چه ؟ ديگرى مىگويد : كجاى قرآن نوشته ؟ سومى گريبان چاك مىزند كه چرا ملت را به قهقرا مىبريد ؟ چهارمى دشنام ناسزا مىدهد و هكذا . . . بههرحال از مطلب دور نشويم . اوّلا خوانندگان گرامى بدانند من نه جزو دسته فدائيان اسلام هستم و نه آنها را مىشناسم كه كجا و چه كسانى هستند و نيز در اين مقاله راجع به وجوب حجاب كه بحثى است جداگانه نمىخواهم وارد شوم ؛ و لكن پاسخ نكات زنندهء روزنامه . . . را در حدود توانايى بر خود و ساير مسلمانان لازم و واجب دانسته و در درجهء اوّل خاطر برادران عزيز را